بنام خدا
تاریخ: 20/8/86
خلاصه ای از نامه ارسالی
تحت عنوان
مهندسی فرهنگی
در
مدیریت غم و شادی شهروندان
خطاب به :
اعضاء محترم هیأ ت امنای ساماندهی گورستانهای شهر ملایر
... چرا ریسه های جشنها حداکثر 24 ساعت پس از برگزاری،جمع آوری می شود، امّا پارچه های اعلام تسلیت،تا هفته ها بر در و دیوار خانه متوفّی و همسایگان، خودنمائی می کند و هیچکس جرأت جمع آوری آنها را ندارد، زیرا در صورت جمع آوری،این اقدام را توهین به متوفی و خانواده منتسب به وی می دانند
چرا اعیاد اسلامی در سالهای اخیر ، با برگزاری مراسم نو عید ،به روز عزا تبدیل شده و به تنها چیزی که شباهت ندارد، همان روز عید است.؟!!
چرا آقا داماد،لباس دامادی را 24 ساعت پس از برگزاری مراسم ازدواج،از تن بیرون می کند.!!! امّا لباسهای سیاه،که بر اساس احکام دینی، نماز خواندن با آن مکروه می باشد» را هفته ها بر تن اعضای خانواده داغدیده و بستگانشان نظاره گر می باشیم.؟
چرا پس از فوت یکی از بستگان،به جای اینکه تسلی بخش بازماندگان،باشیم آنها را بر اساس عادت ناپسندی که طیّ سالهای گذشته به بخشی تفکیک ناپذیر از مراسم عزاداری تبدیل شده است، برگزاری مراسم پذیرائی« ناهار یا شام» آنهم با صرف هزینه جبران ناپذیر را به آنان تحمیل می کنیم.
تا کی باید ما تاوان برچسب مرده پرستی را پس دهیم و روز به روز در جهت تقویت این خصلت ناپسند،بکوشیم.؟!!!
چرا در اذهان عمومی آنقدر مراسم عزا و مرگ را بزرگ جلوه می دهیم که دیگر جائی برای زندگی کردن باقی نمی ماند.؟!!
آه و ناله بستگان در ساعات اولیه پس از فوت یکی از عزیزان، امری طبیعیست امّا با یک حرکت نسنجیده«آنهم صرفاً به دلیل بی توجهی مسؤلان » آمبولانس حامل جسد از بهشت هاجر، مسیر چند کیلومتری تا شهر را پیموده و درب منزل، جسد را پیاده و در اوج گریه و زاری نزدیکان، بر دوش نزدیکان درجه دوم، داخل منزل حرکت می دهند « نزدیکان درجه یک که در این لحظه یا غش کرده اند یا بی رمق ،سر در گریبان دارند،فرصت نمی کنند که جنازه را حمل نمایند!!!»
چرا سنت غذا فرستادن به اهل خانه داغدیده ،که امری مستحب می باشد، با امری مکروه ،با دعوت از کلیه تشییع کنندگان به صرف غذا ، موجب بر هم زدن آرامش روح متوفی می شویم و مورد انتقاد هیچیک از مسئولین قرار نمی گیرد.؟
اگر در مراسم جشن ، پرداخت هدایا ، بخشی عظیمی از هزینه های جشن را جبران می کند، امّا در مراسم عزا، جز تحمیل هزینه ، هیچ چیزی را عاید خانواده متوفی نمی کند.!
اگر برگزاری مراسم جشن و شادی،در سالگرد شهادت ائمه اطهار(ع)،اقدامی ضد ارزش قلمداد می شود « که قطعاً اینگونه است» پس تبدیل اعیاد مسلمان، به روز عزای عمومی می تواند اقدامی ضد ارزش تلقی گردد.!! چه بسیارند عروس و دامادهائی که بین دو عید، عزیزی دیگر از بستگانشان، را از دست داده اند و تا مدّتها نتوانسته اند، بر سر سفره عقد بنشینند ، که درخوشبینانه ترین حالت، با وساطت و اجازه بزرگان فامیل، آنهم با درصدی اغماض،با تن دادن به مسافرتی ناخواسته، از برگزاری تنها مراسم جشن عروسی که حقّ مسلّم آنان است ، چشم پوشیده اند.!!
چرا تعجیل در دفن میّت را که امری مستحب می باشد ، را با گردش میّت، در کوچه پس کوچه های شهر ، به امری ناخوشایند تبدیل می کنیم .؟
براستی بر اساس کدام منطق و احکام دینی، به حرکت درآوردن جنازه ، در خیابانها، صورت می گیرد.؟ آیا مسئولین امر، متوجه میزان ضربات روحی ناشی از این اقدام ناپسند، بر فامیل و بستگان ،متوفی نمی باشند .؟ و آیا می توانند، ضربات جبران ناپذیر ناشی از این اقدام را بر روح و روان بستگان متوفی ، علی الخصوص کودکان را ترمیم نمایند.؟
اگر بر اساس احکام دینی، خوردن غذا در منزل میت مکروه می باشد، چرا روحانیون معظم هنگام اعلام عمومی تشییع کنندگان به صرف غذا، هیچ مخالفتی از خود نشان نمی دهند.؟
ذبح گوسفند در جلوی جنازه بر اساس کدامین فرامین دینی و سنت های گذشتگان صورت می گیرد.؟
فراموش نمی کنم که در یکی از این مراسم ها، فرزند متوفی، سهواً یا عمداً هنگام حرکت جنازه در قسمت ورودی خانه ، اسفند دود آورد، که مورد اعتراض شدید، یکی از اطرافیان قرار گرفت، !!!
در بعضی از مراسم تشییع ، شاهد یقه پاره کردن و خراشیدن صورت، توسط عده ای از بستگان درجه یک میّت می باشیم . و این در حالیست که تاکنون به ما نگفته اند که این اقدام ،کفاره دارد و باید عامل این اقدام ناپسند ،بایستی ده فقیر را آزاد نماید.!
پیشنهادات:
1- شورای اسلامی محترم شهر بر اساس بند 20 ماده 71 قانون شورا ، انتقال میت به خارج از بهشت هاجر را ، ممنوع اعلام نماید.
2- شورای اسلامی شهر و هیأت محترم امنا، احداث قبر، به روش ذیل را به عوامل اجرائی،ابلاغ نماید ...
3- با همکاری شورای اسلامی شهر، سازمان تبلیغات اسلامی و... با اقدامات فرهنگی و تهیّه بروشور و ... در حذف مراسم نوعید، اطعام« هدایت هزینه مراسم اطعام به سمت سازمان بهزیستی و کمیته امداد»،ذبح گوسفند اقدام نماید.
4- اگر بپذیریم که آسیب پذیر ترین افراد در اینگونه حوادث، کودکان می باشند، پس در اقدامی پسندیده ، با همکاری سازمان محترم نظام پزشکی، اقدامات لازم از جمله ارائه خدمات مشاوره به کودکان، در خصوص کاهش آسیب های روحی و روانی آنان، صورت گیرد.
5- تعدادی از خانواده ها در اثر اینگونه حوادث ،نان آور خانه را از دست داده و پس از مدّتی ، از هم پاشیدگی خانواده و ... را شاهد هستیم، لذا ضروریست با اقدامات فرهنگی، با جمع آوری هزینه هائی،که خانواده های متموّل صرف مراسم جور واجور می کنند ، سعی در نجات اینگونه خانواده ها ، با همکاری بهزیستی و کمیته امدا د، نمائیم.
6- سازمان محترم تبلیغات اسلامی ، به روحانیون محترم موارد لازم « از جمله حذف مراسم نو عید و صرفاً برگزاری مراسم ختم، جلوگیری از ذبح گوسفند، حذف مراسم اطعام و... را در راستای فرهنگ سازی عمومی ، به شهروندان اعلام نمایند. « والسلام »