تبليغاتX
به وبلاگ سبا 33 خوش آمديد (سبا33 يعني: در صورت عدم اجراي ماده 33 قانون نظام مهندسي، ساخت و ساز بازاريست آشفته
سبا 33
New Page 1
saba33   ***********   سبا 33  
ساخت و ساز شهری،نظام مهندسی ملایر،شهرداری و شورای اسلامی ملایر
مراقب ماسه های زندگی باشید

 بنام خدا

مراقب ماسه هاي زندگي باشيد

استاد درس فلسفه مقابل دانشجویان ايستاد و چند شي را روي ميز گذاشت . وقتي كلاس شروع شد بدون هيچ كلمه اي يك شيشه بزرگ سس مايونز برداشت و شروع به پر كردن آن با چند توپ گلف كرد بعد از شاگردان خود پرسيد كه آيا اين ظرف پر است ؟ و همه تائيد كردند . سپس پروفسور ظرفي از سنگريزه برداشت و آنها را به داخل شيشه ريخت و شيشه را به آرامي تكان داد . سنگريزه ها بين مناطق باز بين توپهاي گلف قرار گرفتند . دوباره از دانشجويان پرسيد كه آيا ظرف پر است ؟ و همه تائيد كردند . دوباره پروفسور ظرفي از ماسه را برداشت و داخل ظرف ريخت و ماسه ها ، همه جاهاي خالي را پر كردند . او يكبار ديگر پرسيد آيا ظرف پر است ؟ و دانشجويان يك صدا گفتند بله . سپس پروفسور دو فنجان قهوه از زير ميزش برداشت و روي همه محتويات شيشه خالي كرد و گفت در حقيقت دارم جاهاي خالي بين ماسه ها را پر مي كنم !! همه دانشجويان خنديدند . در حالي كه صداي خنده فرو مي نشست پروفسور گفت حالا من مي خواهم شما را متوجه اين مطلب كنم كه اين شيشه ، نمايي از زندگي شماست . توپ هاي گلف مهمترين چيزها در زندگي شما هستند ! خدا ، خانواده ، فرزندان ، سلامتي ، دوستان . كه حتّي اگر بسياري از مال و اموالتان از بين برود ولي اينها بمانند باز زندگي تان پا برجا خواهد ماند . سنگريزه ها ساير چيزهاي قابل اهميت هستند مثل كار ، ماشين و خانه تان . و ماسه ها هم مسائل خيلي ساده هستند. پروفسور ادامه داد اگر اول ماسه ها را در ظرف قرار دهيد ديگر جايي براي سنگريزه ها و توپ هاي گلف باقي نمي ماند . درست عين زندگي . اگر شما همه وقت و انرژي را روي چيزهاي ساده و پيش پا افتاده صرف كنيد ديگر جايي و زماني براي چيزهايي كه برايتان اهميت دارند باقي نمي ماند . به چيزهايي كه براي شاد بودنتان اهميت دارد توجه زيادي كنيد . با فرزندانتان بازي كنيد با دوستانتان به سفر بروید. هميشه فرصت براي تعميرات و خرابي ها و تميز كردن خانه هست . اول مواظب توپهاي گلف باشيد ( چيزهايي كه واقعا برايتان اهميت دارند) . بقيه چيزها همان ماسه ها هستند . يكي از دانشجويان دستتش را بلند كرد و پرسيد:

      پس دو فنجان قهوه چه معني داشتند؟

 پروفسور لبخند زد و گفت: خوشحالم كه پرسيدي اين فقط براي اين بود كه به شما نشان بدهم كه مهم نيست زندگيتان چقدر شلوغ و پر مشغله است . هميشه در آن جايي براي دو فنجان قهوه براي صرف با يك دوست هست .

                                                                           والسلام

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و ششم مرداد 1386ساعت 11:50 بعد از ظهر  توسط  ایرج عبدلی  | 

 
><<<              >>>> 

هموطن عزيز:با رعايت ضوابط فني و استفاده از افراد مجرب در ساخت مسكن،ساختمان خودتان را در مقابل زلزله مقاوم نمائيد